مدیریت سرمایه غیرفعال: راهکاری هوشمندانه برای رشد پایدار سرمایه

در دنیای سرمایهگذاری، مدیریت سرمایه غیرفعال بهعنوان استراتژی هوشمندانه و کمریسکی برای رشد پایدار سرمایه مطرح شده است. این رویکرد که بر پایه اصل خرید و نگهداری بلندمدت استوار است، به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا با کمترین دخالت و هزینه، از پتانسیل رشد بازارهای مالی بهرهمند شوند. در این مقاله از صرافی ارز دیجیتال اینوکس، به بررسی جامع این نوع مدیریت سرمایه، مزایا و معایب آن و نحوه پیادهسازی این استراتژی خواهیم پرداخت.
مهمترین نکات این مقاله در یک نگاه:
- مدیریت سرمایه غیر فعال بهدنبال حداکثرسازی بازده با کاهش هزینههای خرید و فروش دارایی است.
- سرمایهگذاری شاخصی یک استراتژی رایج در مدیریت سرمایه غیرفعال است.
- این روش معمولاً از طریق سرمایهگذاری در صندوقهای سرمایهگذاری مشترک یا ETFها انجام میشود.
- مدیریت سرمایه غیر فعال اغلب نتایج پس از کسر مالیات بهتری در میانمدت تا بلندمدت ارائه میدهد.
مدیریت سرمایه غیرفعال چیست؟
یک استراتژی سرمایهگذاری است که هدف آن حداکثرسازی بازده از طریق کاهش هزینههای خرید و فروش یک دارایی مثل اوراق بهادار است. این رویکرد بر این باور استوار است که در بلندمدت، بازار همواره روند صعودی خواهد داشت و تلاش برای پیشبینی نوسانات کوتاهمدت بازار نه تنها سودآور نیست، بلکه میتواند منجر به افزایش هزینهها و کاهش بازدهی شود.
مدیریت سرمایه غیرفعال ریشه در دهه 1970 دارد؛ زمانی که اولین صندوقهای شاخص معرفی شدند. این صندوقها امکان دستیابی به بازده متناسب با بازار را برای سرمایهگذاران بسیار سادهتر کردند. در دهه 1990، ظهور صندوقهای قابل معامله در بورس (ETFها) این فرآیند را حتی سادهتر کرد و به سرمایهگذاران اجازه داد تا صندوقهای شاخص را مانند سهام معامله کنند.
در این مورد بخوانید: صندوق قابل معامله چیست؟ + معرفی بهترین ETF ها
در این مدیریت سرمایه، سرمایهگذاران به جای تلاش برای انتخاب دارایی برتر یا زمانبندی بازار، سعی میکنند عملکرد یک شاخص بازار یا بخش خاصی از آن را تکرار کنند. این کار معمولاً از طریق سرمایهگذاری در صندوقهای شاخصی یا ETFها (صندوقهای قابل معامله در بورس) انجام میشود که سبد خود را بر اساس ترکیب یک شاخص خاص مانند S&P 500 تنظیم میکنند.

شاخصهای مختلفی وجود دارند که صندوقهای شاخص میتوانند آنها را دنبال کنند. برخی از رایجترین آنها عبارتاند از:
- شاخصهای وزنی سرمایه بازار
- شاخصهای با وزن برابر
- شاخصهای فاندامنتال که بر اساس معیارهایی مانند فروش یا سود وزندهی میشوند
- شاخصهای عاملی که بر اساس عواملی مانند ارزش، رشد یا مومنتوم ساخته میشوند
مبانی نظری مدیریت سرمایه غیرفعال
مدیریت سرمایه غیرفعال بر پایه چندین نظریه و مفهوم کلیدی در اقتصاد و مالی استوار است. در قلب این رویکرد، نظریه بازار کارآمد قرار دارد که توسط یوجین فاما در دهه 1960 مطرح شد. این نظریه بیان میکند که قیمتهای بازار همه اطلاعات موجود را منعکس میکنند و بنابراین، بهطور مداوم شکست دادن بازار بسیار دشوار است. بر اساس این دیدگاه، تلاش برای پیشبینی حرکات کوتاهمدت بازار یا انتخاب دارایی برنده بهطور مداوم، نه تنها دشوار، بلکه در بسیاری موارد غیرممکن محسوب میشود .
یکی دیگر از مفاهیم کلیدی، نظریه پرتفوی مدرن است که توسط هری مارکوویتز در دهه 1950 مطرح شد. این نظریه بر اهمیت تنوعبخشی در کاهش ریسک تأکید میکند و نشان میدهد که چگونه میتوان با ترکیب داراییهای مختلف، ریسک کلی پرتفو را کاهش داد، بدون اینکه لزوماً از بازده مورد انتظار کاسته شود. مدیریت سرمایه غیرفعال با سرمایهگذاری در شاخصهای گسترده، به طور طبیعی این اصل تنوعبخشی را رعایت میکند.
علاوه بر این، مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای (CAPM) که توسط ویلیام شارپ، جان لینتنر و جان موسین توسعه یافت، نقش مهمی در توجیه این مدل از مدیریت سرمایه دارد. این مدل نشان میدهد که بازده مورد انتظار یک دارایی تابعی از ریسک سیستماتیک آن (که با بتا اندازهگیری میشود) است. از آنجا که ریسک غیرسیستماتیک را میتوان با تنوعبخشی حذف کرد، این مدل استدلال میکند که سرمایهگذاران باید بر روی پرتفوهای متنوع تمرکز کنند که کل بازار را نمایندگی میکنند که دقیقاً همان چیزی است که مدیریت سرمایه غیرفعال انجام میدهد.
مفهوم «پیادهروی تصادفی» که توسط برتون مالکیل در کتاب معروفش «پیادهروی تصادفی در وال استریت» مطرح شد نیز پشتیبان نظری دیگری برای مدیریت سرمایه غیرفعال است. این نظریه بیان میکند که قیمت داراییها به صورت تصادفی حرکت میکند و بنابراین، پیشبینی آن غیرممکن است. این دیدگاه تقویتکننده این ایده است که به جای تلاش برای پیشبینی حرکات بازار، سرمایهگذاران باید بر ایجاد و نگهداری پرتفوهای متنوع و کمهزینه تمرکز کنند.
در نهایت، تحقیقات گسترده در مورد عملکرد صندوقهای فعال در مقابل شاخصها، که توسط افرادی مانند ویلیام شارپ و مایکل جنسن انجام شده، پشتیبانی تجربی محکمی فراهم کرده است. این مطالعات نشان دادهاند که اکثر مدیران فعال در بلندمدت نمیتوانند به طور مداوم از شاخصهای بازار پیشی بگیرند؛ بهویژه پس از در نظر گرفتن هزینهها و مالیاتها. این یافتهها استدلالهای قوی و محکمی برای رویکرد سادهتر و کمهزینهتر مدیریت سرمایه غیرفعال ارائه میدهند.
این مبانی نظری در کنار هم، پایه محکم و علمیای فراهم میکنند و توضیح میدهند که چرا این رویکرد در دهههای اخیر بهطور فزایندهای محبوب شده است.
در این مورد بخوانید: آموزش صفر تا صد سرمایه گذاری در ارز دیجیتال + بهترین استراتژی سرمایه گذاری
مزایای مدیریت سرمایه غیرفعال

یکی از مهمترین مزایای مدیریت سرمایه غیرفعال، هزینههای پایین آن است. از آنجا که این روش نیاز به تحقیقات گسترده و معاملات مکرر ندارد، هزینههای مدیریتی و کارمزد معاملات به شدت کاهش مییابد. این امر بهطور مستقیم بر بازدهی سرمایهگذاری تأثیر میگذارد و در طول زمان میتواند به تفاوت قابل توجهی در ارزش پرتفوی منجر شود.
طبق آمار سال 2023، هزینه متوسط صندوقهای سهام مدیریت شده فعال 0.65 درصد بود، در حالی که این رقم برای صندوقهای سهام مدیریت شده غیرفعال تنها 0.05 درصد محاسبه شده است. این تفاوت چشمگیر در هزینهها میتواند در طول زمان تأثیر قابل توجهی بر بازده سرمایهگذاری داشته باشد.
از شفافیت بالایی برخوردار است. سرمایهگذاران همیشه میدانند که دقیقاً در چه داراییهایی سرمایهگذاری کردهاند، زیرا ترکیب صندوقهای شاخصی به راحتی قابل دسترسی و درک است. این شفافیت به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا با اطمینان بیشتری تصمیمگیری کنند و ریسکهای خود را بهتر مدیریت نمایند.
یکی دیگر از مزایای قابل توجه مدیریت سرمایه غیرفعال، کارایی مالیاتی آن است. از آنجا که این استراتژی بر اساس خرید و نگهداری بلندمدت است، معمولاً منجر به ایجاد سود سرمایه قابل مالیات کمتری میشود. این امر به ویژه برای سرمایهگذارانی که در دستههای مالیاتی بالاتر قرار دارند، میتواند بسیار سودمند باشد.
سادگی مدیریت سرمایه غیرفعال نیز یکی دیگر از مزایای آن است. برای بسیاری از سرمایهگذاران، بهویژه افراد تازهکار یا کسانی که زمان یا تخصص کافی برای مدیریت فعال سرمایه ندارند، این روش میتواند بسیار مناسب باشد. با سرمایهگذاری در یک یا چند صندوق شاخصی، میتوان به راحتی یک پرتفوی متنوع و متعادل ایجاد کرد.
در این مورد بخوانید: بهترین ارز دیجیتال برای سرمایه گذاری بلند مدت در 1402
چالشها و محدودیتهای مدیریت سرمایه غیرفعال
یکی از مهمترین محدودیتها، انعطافناپذیری است. صندوقهای شاخصی معمولاً مجبور هستند که ترکیب خود را بر اساس شاخص مورد نظر حفظ کنند، حتی اگر برخی از سهام موجود در شاخص عملکرد ضعیفی داشته باشند. این امر میتواند در شرایط بحرانی بازار، منجر به زیانهای قابل توجهی شود.
همچنین، مدیریت سرمایه غیرفعال ممکن است در برخی شرایط بازار، نتواند به اندازه استراتژیهای فعال سودآور باشد؛ بهعنوان مثال، در بازارهای نزولی یا در دورههای تلاطم شدید، مدیران فعال ممکن است بتوانند با اتخاذ اقدامات دفاعی مانند افزایش نقدینگی یا تغییر ترکیب پرتفوی، عملکرد بهتری نسبت به شاخص داشته باشند.
همچنین ممکن است برای سرمایهگذارانی که به دنبال بازدههای بالاتر از میانگین بازار هستند، جذابیت کمتری داشته باشد. این استراتژی به طور ذاتی طراحی شده تا عملکرد بازار را تکرار کند، نه اینکه از آن پیشی بگیرد.
مقایسه مدیریت سرمایه غیرفعال با مدیریت سرمایه فعال

برای درک بهتر این مدل مدیریت سرمایه، مقایسه آن با مدیریت سرمایه فعال میتواند مفید باشد. در مدیریت سرمایه فعال، مدیران سرمایهگذاری تلاش میکنند تا با انتخاب دقیق دارایی و زمانبندی بازار، عملکردی بهتر از شاخصهای بازار داشته باشند. این رویکرد مستلزم تحقیقات گسترده، تحلیلهای پیچیده و تصمیمگیریهای مداوم است.
مدیریت سرمایه فعال میتواند در شرایط خاص بازار، بازدههای بالاتری نسبت به مدیریت سرمایه غیرفعال ارائه دهد. با این حال، مطالعات نشان دادهاند که در بلندمدت، اکثر صندوقهای فعال نمیتوانند به طور مداوم از شاخصهای بازار پیشی بگیرند؛ بهویژه پس از در نظر گرفتن هزینهها و مالیاتها.
از سوی دیگر، مدیریت سرمایه غیرفعال با حذف عنصر حدس و گمان از معادله سرمایهگذاری، ریسک کمتری را متوجه سرمایهگذاران میکند. این استراتژی بر این اصل استوار است که در بلندمدت، بازار کارآمد است و قیمتها تمام اطلاعات موجود را منعکس میکنند. بنابراین، به جای تلاش برای «شکست دادن» بازار، مدیریت سرمایه غیر فعال سعی میکند از رشد کلی بازار بهرهمند شود.
در این مورد بخوانید: استراتژی متوسط هزینه دلاری + مزایا و معایب استراتژی dca
نحوه پیادهسازی استراتژی مدیریت سرمایه غیرفعال
اولین قدم، انتخاب یک یا چند صندوق شاخصی یا ETF است که بازار یا بخش مورد نظر شما را پوشش میدهند. برای مثال، اگر هدف شما سرمایهگذاری در بازار سهام آمریکاست، میتوانید یک ETF را انتخاب کنید که شاخص S&P 500 را دنبال میکند.
پس از انتخاب صندوقها، گام بعدی تعیین میزان سرمایهگذاری و تناوب آن است. بسیاری از سرمایهگذاران از روش «میانگینگیری قیمت دلار» استفاده میکنند، که شامل سرمایهگذاری منظم مبالغ ثابت در فواصل زمانی مشخص است. این روش میتواند به کاهش تأثیر نوسانات کوتاهمدت بازار کمک کند.
نکته مهم دیگر، تنوعبخشی است. اگرچه یک صندوق شاخصی به خودی خود متنوع است، اما سرمایهگذاری در چندین صندوق که بازارها یا بخشهای مختلف را پوشش میدهند، میتواند به کاهش بیشتر ریسک کمک کند. برای مثال، میتوانید ترکیبی از صندوقهای شاخصی سهام داخلی، بینالمللی و اوراق قرضه را در پرتفوی خود داشته باشید.
معرفی استراتژی هسته و ماهواره

در استراتژی هسته و ماهواره، بخش هسته (معمولاً 60-80 درصد پرتفوی) در صندوقهای شاخصی با هزینه کم سرمایهگذاری میشود که کل بازار یا بخشهای بزرگی از آن را پوشش میدهند. بخش ماهواره (20-40 درصد باقیمانده) میتواند در سرمایهگذاریهای فعال یا تخصصی با هدف افزایش بازده یا متنوعسازی بیشتر سرمایهگذاری شود. این رویکرد ثبات هسته غیرفعال را با پتانسیل بازده بالاتر بخش فعال ترکیب میکند.
در این مورد بخوانید: ژورنال معاملاتی چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟
مدیریت سرمایه غیرفعال و تولید درآمد غیرفعال
یکی از جنبههای جالب مدیریت سرمایه غیرفعال، پتانسیل آن برای تولید درآمد غیرفعال است. بسیاری از صندوقهای شاخصی و ETFها سود سهام یا بهره پرداخت میکنند که میتواند منبع درآمد منظمی برای سرمایهگذاران باشد. این امر بهویژه برای سرمایهگذارانی که بهدنبال ایجاد جریان درآمدی پایدار هستند، مانند افراد نزدیک به بازنشستگی، میتواند بسیار جذاب باشد.
برخی از صندوقهای شاخصی بهطور خاص بر روی شرکتهایی با سود سهام بالا تمرکز میکنند، در حالی که دیگر صندوقها ممکن است بر روی اوراق قرضه یا املاک و مستغلات (از طریق REITها) سرمایهگذاری کنند. با ترکیب این نوع صندوقها در یک پرتفوی متنوع، سرمایهگذاران میتوانند استراتژی درآمد غیرفعال خود را با اصول مدیریت سرمایه غیرفعال ترکیب کنند.
نقش تکنولوژی در مدیریت سرمایه غیرفعال
پیشرفتهای تکنولوژیک نقش مهمی در گسترش و تسهیل مدیریت سرمایه غیرفعال داشتهاند. یکی از نمونههای بارز این امر، ظهور روبافتهای سرمایهگذاری است. این پلتفرمهای آنلاین با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته، پرتفوهای متنوعی از ETFها و صندوقهای شاخصی را برای سرمایهگذاران ایجاد و مدیریت میکنند. روبافتها این امکان را برای سرمایهگذاران فراهم میکنند تا با حداقل دخالت و هزینه، از مزایای زیادی بهرهمند شوند.
علاوه بر روبافتها، اپلیکیشنهای سرمایهگذاری موبایلی نیز به افراد اجازه میدهند تا بهراحتی و با مبالغ کم، در صندوقهای شاخصی سرمایهگذاری کنند. این اپلیکیشنها اغلب قابلیتهایی مانند سرمایهگذاری خودکار، گرد کردن خریدها و سرمایهگذاری مبلغ باقیمانده و ابزارهای آموزشی را ارائه میدهند که همگی به ترویج و تسهیل مدیریت سرمایه غیرفعال کمک میکنند.
سرمایهگذاری فاکتور، که گاهی به عنوان «آلفای هوشمند» یا «بتای هوشمند» شناخته میشود، یک رویکرد نسبتاً جدید در مدیریت سرمایه غیرفعال است. این روش سعی میکند عوامل یا ویژگیهای خاصی را که تاریخاً با بازده بالاتر همراه بودهاند (مانند ارزش، مومنتوم، کیفیت و اندازه) به صورت سیستماتیک در پرتفوی لحاظ کند. این رویکرد ترکیبی از مزایای سرمایهگذاری فعال و غیرفعال را ارائه میدهد.
در این مورد بخوانید: اسمارت ریبالانس چیست و چگونه کار می کند؟ مدیریت سبد رمزارزها با استفاده از ربات ها

تکنولوژی همچنین امکان ایجاد ETFها و صندوقهای شاخصی پیچیدهتر را فراهم کرده است. امروزه، علاوهبر صندوقهای شاخصی سنتی که یک شاخص خاص را دنبال میکنند، صندوقهایی وجود دارند که استراتژیهای پیچیدهتری مانند فاکتور سرمایهگذاری یا تمرکز بر بخشهای خاص را دنبال میکنند. این تنوع به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا استراتژی مدیریت سرمایه غیر فعال خود را با دقت بیشتری با اهداف و ترجیحات خود تطبیق دهند.
مدیریت سرمایه غیرفعال در بازارهای نوظهور
اگرچه مدیریت سرمایه غیرفعال در بازارهای توسعهیافته مانند ایالات متحده و اروپا بسیار رایج است، اما در بازارهای نوظهور نیز در حال گسترش است. در بازارهایی که ممکن است اطلاعات کمتر شفاف یا در دسترس باشد، سرمایهگذاری در یک صندوق شاخصی میتواند راهی کمریسکتر برای مشارکت در رشد اقتصادی آن کشور یا منطقه باشد.
همچنین در بازارهای نوظهور که ممکن است نوسانات بیشتری داشته باشند، رویکرد خرید و نگهداری بلندمدت مدیریت سرمایه غیرفعال میتواند به سرمایهگذاران کمک کند تا از تصمیمگیریهای احساسی در زمانهای پرتلاطم اجتناب کنند. با این حال، باید توجه داشت که سرمایهگذاری در بازارهای نوظهور، حتی از طریق صندوقهای شاخصی، میتواند ریسکهای خاص خود را داشته باشد و نیاز به بررسی دقیق دارد.
مدیریت سرمایه غیر فعال و مسئولیت اجتماعی شرکتی
یکی از انتقادهایی که گاهی به مدیریت سرمایه غیرفعال وارد میشود این است که این روش ممکن است منجر به سرمایهگذاری در شرکتهایی شود که از نظر زیستمحیطی، اجتماعی یا حاکمیت شرکتی (ESG) عملکرد ضعیفی دارند. با این حال، در سالهای اخیر، صندوقهای شاخصی و ETFهایی ایجاد شدهاند که معیارهای ESG را در فرآیند انتخاب سهام خود لحاظ میکنند.
این صندوقها به سرمایهگذاران اجازه میدهند تا از مزایای این نوع سرمایهگذاری بهرهمند شوند، در حالی که همزمان از سرمایهگذاری در شرکتهایی اجتناب میکنند که با ارزشهای آنها همخوانی ندارند. این روند نشان میدهد که مدیریت سرمایه غیرفعال میتواند با اصول سرمایهگذاری مسئولانه سازگار باشد.
چالشهای آینده برای مدیریت سرمایه غیرفعال
با وجود رشد چشمگیر مدیریت سرمایه غیرفعال در سالهای اخیر، این استراتژی با چالشهایی نیز روبهرو است.. یکی از این چالشها، نگرانی در مورد تأثیر افزایش سرمایهگذاری غیرفعال بر کارایی بازار بهشمار میرود . برخی کارشناسان معتقدند که اگر بخش بزرگی از بازار توسط سرمایهگذاران غیرفعال کنترل شود، ممکن است منجر به قیمتگذاری نادرست داراییها و کاهش نقدشوندگی شود.
چالش دیگر، افزایش پیچیدگی برخی محصولات سرمایهگذاری غیرفعال است. برخی از ETFها و صندوقهای شاخصی جدید از استراتژیهای پیچیدهای استفاده میکنند که ممکن است برای سرمایهگذاران عادی قابل درک نباشد. این امر میتواند منجر به سوءتفاهم و تصمیمگیریهای نادرست سرمایهگذاری شود.
خطای ردیابی، که تفاوت بین بازده یک صندوق شاخص و شاخص مورد نظر آن است، یکی از چالشهای مهم در مدیریت سرمایه غیرفعال است. عواملی مانند هزینههای معاملاتی، هزینههای مدیریتی و تفاوت در زمانبندی خرید و فروش میتوانند منجر به خطای ردیابی شوند. سرمایهگذاران باید هنگام انتخاب صندوقهای شاخص به این عامل توجه کنند.
در این مورد بخوانید: صفر تا صد معاملات فرکانس بالا و استراتژی های مهم آن
نکات کلیدی برای موفقیت در مدیریت سرمایه غیر فعال
برای موفقیت، رعایت چند نکته کلیدی ضروری است:
- تنوعبخشی: اگرچه یک صندوق شاخصی به خودی خود متنوع است، اما سرمایهگذاری در چندین صندوق که بازارها یا بخشهای مختلف را پوشش میدهند، میتواند به کاهش بیشتر ریسک کمک کند.
- توجه به هزینهها: یکی از مزایای اصلی مدیریت سرمایه غیرفعال، هزینههای پایین آن است. بنابراین، انتخاب صندوقهایی با نسبت هزینه پایین بسیار مهم است.
- بازنگری و تعادل مجدد: اگرچه مدیریت سرمایه غیرفعال نیاز به مدیریت روزانه ندارد، اما بازنگری دورهای و تعادل مجدد پرتفوی ضروری است تا اطمینان حاصل شود که ترکیب داراییها همچنان با اهداف سرمایهگذاری شما همسو است.
- صبر و پایداری: این مدیریت سرمایه، یک استراتژی بلندمدت است. سرمایهگذاران باید در برابر وسوسه تغییر استراتژی در زمانهای پرتلاطم بازار مقاومت کنند.
- آموزش مداوم: درک کامل اصول و آگاهی از تحولات جدید در این زمینه میتواند به سرمایهگذاران کمک کند تا تصمیمات آگاهانهتری بگیرند.
خلاصه مدیریت سرمایه غیرفعال با اینوکس
در این مقاله از صرافی ارز دیجیتال اینوکس به بررسی مدیریت سرمایه غیرفعال پرداختیم. این نوع سرمایهگذاری استراتژی قدرتمندی برای ساخت ثروت بلندمدت است که با هزینههای کم، شفافیت بالا و سادگی نسبی، به یک گزینه جذاب برای بسیاری از سرمایهگذاران تبدیل شده است. این رویکرد با حذف عنصر حدس و گمان از معادله سرمایهگذاری، به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا از رشد کلی بازار بهرهمند شوند، بدون اینکه درگیر پیچیدگیهای مدیریت فعال سرمایه شوند.
موفقیت در مدیریت سرمایه غیر فعال نیازمند درک عمیق از اصول این استراتژی، صبر و پایداری و تعهد به یک رویکرد بلندمدت است. با رعایت این اصول، سرمایهگذاران میتوانند از مزایای این روش سرمایهگذاری بهرهمند شوند و به سمت اهداف مالی خود حرکت کنند.
سوالات متداول
آیا مدیریت سرمایه غیرفعال برای همه سرمایهگذاران مناسب است؟
این استراتژی برای افرادی مناسب است که به دنبال رشد بلندمدت و مدیریت آسان پرتفوی خود هستند. اما کسانی که بازده بالاتر یا کنترل بیشتر میخواهند، ممکن است مدیریت فعال را ترجیح دهند.
چگونه میتوان بین صندوقهای شاخصی مختلف انتخاب کرد؟
برای انتخاب صندوق شاخصی مناسب، باید چند فاکتور را در نظر بگیرید: تطابق شاخص با اهداف سرمایهگذاری شما، هزینههای صندوق، اندازه و نقدشوندگی صندوق و دقت ردیابی شاخص. برای دریافت اطلاعات بیشتر به متن مقاله مراجعه نمایید.
آیا مدیریت سرمایه غیرفعال در دوران رکود اقتصادی هم موثر است؟
بله. مدیریت سرمایه غیرفعال یک استراتژی بلندمدت است که از تصمیمگیری احساسی در بازارهای پرتلاطم جلوگیری میکند. البته توجه داشته باشید که در دوران رکود، صندوقهای شاخصی نیز با افت مواجه میشوند.
چگونه میتوان مدیریت سرمایه غیرفعال را با استراتژیهای دیگر ترکیب کرد؟
ترکیب مدیریت سرمایه غیرفعال با استراتژیهای دیگر، مثل روش «هسته و ماهواره»، هوشمندانه است. بخش اصلی پرتفوی را صندوقهای شاخصی تشکیل میدهد و بخش کوچکی به سرمایهگذاریهای فعال اختصاص مییابد. نسبت این بخشها باید با توجه به اهداف و تحمل ریسک سرمایهگذار تعیین شود.
آیا مدیریت سرمایه غیرفعال میتواند به تنهایی برای بازنشستگی کافی باشد؟
بله. این مدل مدیریت سرمایه برای برنامهریزی بازنشستگی موثر است، اما کافی بودن آن به عواملی مانند سن شروع، میزان پسانداز، اهداف مالی و منابع درآمدی دیگر بستگی دارد.